گاه نوشت هایِ یک عددپشت کنکوری📚 👓

گاه نوشت هایِ یک عددپشت کنکوری📚 👓

{اَلَیسَ اللّهُ بکافُ عَبدَهُ ؟! }💚
🍃
برنده همون بازنده ایِ که یک باردیگه تلاش کرده.💫👊

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها
سلام بچه ها :)) خوبین؟ خوشین؟ :))) چخبرا؟ :))))
خب امروز من قرار نیست درس بخونم و از فردا ایشالله استارتو میزنیم برای آزمونا ^_^
متاسفانه نتونستم به وباتون سربزنم و پستاتونو بخونم ، بعدِ کنکور جبران میکنم! :))
واینکه یه سوال ...
بچه ها بنظرتوت سهمیه ی پنج درصدی ایثارگران خیلی تو نتیجه ی کنکورمون تاثیر داره؟ البته بهتره بگم کنکورشون😂 چون ما سهمیه نداریم شامل حال ما نمیشه!😂واقعیتش هفته ی پیش تو آموزشگاه سر این قضیه کلی جرو بحث کردن آخرشم نتونستیم به نتیجه ای برسیم!😕 اگه شما دقیق میدونین ممنون میشم منم درجریان بزارید!😂✋ اگه خیلیم تاثیر داره بگید من استرس نمیگیرم😐😂

+ امروز باید اتاق تکونی کنم ! از درسنامه ها کپی بگیرم و کتاب "ش" را بفرستم! :))

++ عینکی نشدم و آقای دکتر بهم گفتن خداروشکر چشمات سالمِ سالمه ، حتی به عینک مطالعه هم نیاز نداری چون اصلا ضعیف نیست! :))
  • میم . الف
یا به زوال میرم یا به کمال میرسم :)💪🍃
+ دوس دارم زل بزنم تو چشمهای حال بهم زنش بگم بخاطر دق کردن توم که شده میخونم و میرسم بهش!😏 البته میخوام این حرف رو به تک تک اعضای خونوادش بگم!👊 ( این قسمت رو نمی خوندید بهتر بود!😅🙊🙈)
بخاطر روکم کنی یه عده هم که شده بخونید! تو همین بیان خودمون! :| کم نبودن افرادی که حرف مفت زیاد زدن درمورد ما کنکوریا!😒 بیا برو بچه کی از تو نظر خواست آخه! :))

عکس این پست هیچچچچچ ربطی به محتوای پست نداشت!😂❤️ فقط دلم خواست این عکس رو بزارم!😍
# یاشاسین آذریایجان😂✋💙
# سنی دییلر😂💚
# منی دییلر💛😂
بااین آهنگ زندگی نزاشتن برامون😂

پ.ن: شب وبلاگ رو غیرفعال میکنم :))
  • ۱۳ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۴۲
  • میم . الف
اول صبحی یه جوری اعصابم ریخت بهم که سرم داره میترکه! -_- علناااا داره میترکه!!! الحمدلله قرص هم اثری نکرد!😒

+ "الف" دارم به این فکرمیکنم اگه اومدی منت کشی ببخشمت یا نه!😑😂✋ "الف" دروغ چرا منتظرِ پی امتم نامررررررد! :| حالا یه خرده شاید ناز کنم ولی باشه آشتی😆 بیاااا که برنامه ها دارم 😜

وااااای سرررررم😩😫😣
  • ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۴۶
  • میم . الف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۰۶
  • میم . الف
سال ۹۷ واقعا نحسِ واقعااااااااااا ...
کلی اتفاق بد افتاد ... 
زود تموم شووووووو
  • میم . الف
خدایا خودت آخر عاقبتمونُ به خیر بگذرون ...

فکرنمیکردم یه خبر اینقدر میتونه آشفتم کنه ...
حال دلم خوب نیست ...
  • میم . الف
چه دنیای کثیفی ...
  • میم . الف
هرچی بیشتر میگذره عشق و عاشقی برام مسخره تر میشه ...

پنج ساله که باهم بودن ... بهتره بگم برای هم میمردن ... با بچه ها سربه سرش میذاشتیم میگفتیم کی میاد میگیرتت بیایم عروسی !!! واااای مگه داشتیم از اینا عاشق تر؟! :)
دیروز که مشغول تستای زیست بودم ، دیدم واسم پی ام اومده ! 
" میم.الف "ح" ازدواج کرد" !!!
دنیا رو سرم خراب شد ... داشتم دیوونه میشدم ... چندبار گفتم باور نمیکنم! اصلا مگه میشه باورش کرد!
قضیه رو پرسیدم گفت هیچی همین دوروز پیش باهم صحبت کردیم مثل همیشه باهم خوب بودیم امروز خبردادن پسره رفته یکی دیگه رو گرفته! :)

الان من خودم به شخصه به رابطه ی هیچ کسی اعتماد ندارم هیچ تازه مطمئنم همه قراره جدا بشن!!! :| مگه داریم از عشق و عاشقی مسخره تر؟
یه سری پسرا چقدرررررر حیوونن! :)) نچ نچ نچ! :)
وقتی این دوتا ازهم جدا شدن و پسره رفت با یکی دیگه بقیه که دیگه جای خود دارد! لیلی و مجنون بودن!
تو این دوره زمونه به خودمونم نباید اعتماد کنیم!
آخه حیوون خیلی کار شاخی کردی میای تو اینستا مینویسی باهم شدنمون مبارک! 
فقط میتونم بگم خیلی اعصابم خرده و خیلییییی حالم گرفته مجبور شدم بیام باز بنویسم بلکه خالی شم بشینم پای درسم ...
خدایا یه کاری کن من ساعت مطالعه م امروز صفرنباشه که خیری بهم برمیخوره بعداین همه مدت گند بزنم😑
شب غیرفعالش میکنم باز!

پ.ن : هرچی بیشتر مبگذره بیشتر میفهمم تنهایی دلچسب تره ...
بازی کردن با احساسات دختر مردم .... چی گیرشون میاد واقعا؟ :)
میخوام ثابت شه زمین گرده ، این پست گاه گرده ..

پ.ن۲: به پسرا برنخوره لطفا نگفتم همشون گفتم یه سریا😕😐

  • ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۵۵
  • میم . الف